واژه جو

مروه

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

مروه . [ م ُ رَوْ وَه ] (از ع، ص )به معنی مروح است که سخت خوشبوی و معطر کننده باشد واین در اصل مروح بوده فارسیان بجهت استقامت قافیه حاء حطی را به هاء هوز بدل کرده اند همچنانکه در «قفص »صاد به سین بی نقطه (= قفس ) بدل شده است . (برهان ).

معنی مروه | واژه جو