مرگو
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مرگو. [ م َ / م ُ ] (اِ) گنجشک . (از برهان ) (جهانگیری ) (آنندراج ). مرکو. مرغو. مرتکو : تو مرگوئی به شعر و من بازم از باز کجا سبق برد مرگو. دقیقی .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مرگو. [ م َ / م ُ ] (اِ) گنجشک . (از برهان ) (جهانگیری ) (آنندراج ). مرکو. مرغو. مرتکو : تو مرگوئی به شعر و من بازم از باز کجا سبق برد مرگو. دقیقی .