مریة
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مریة. [ م ِرْ ی َ / م ُرْ ی َ ] (ع اِ) به تازیانه برآوردگی تک اسب . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). ◄ ناقه ٔ بسیارشیر. (منتهی الارب ). ◄ آنچه از ناقه بوسیله ٔ «مری » دوشیده شود. (از اقرب الموارد) . و رجوع به مری شود. ◄ پیکار و خصومت .(منتهی الارب ). جدل . (اقرب الموارد). ◄ شک . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). تردید. لبس : ... فلاتَک ُ فی مریة منه اًنه الحق من ربک ... (قرآن ١٧/١١). و لا یزال الذین کفروا فی مریة منه . (قرآن ٥٥/٢٢). فلا تکن فی مریة من لقائه . (قرآن ٢٣/٣٢).ألا ًانهم فی ة مریة من لقاء ربهم . (قرآن ٥٤/٤١).
مریه . [ م ُ رَی ْ ی َ ] (ع ص ) نعت مفعولی از مصدر ترییة. رجوع به ترییة شود. ◄ سراب مریه ؛ سراب نموده و ناپدید شونده . (از منتهی الارب ).