مزاجدان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مزاجدان . [ م ِ ] (نف مرکب ) مزاج داننده . داننده ٔ مزاج . عارف به مزاج . کسی که در مزاج کسی تصرف کرده باشد و بر نیک و بد آن اطلاع خوب داشته باشد. (آنندراج ). آگاه به خوی و طبیعت . (ناظم الاطباء). مزاج شناس . آن که به اخلاق دیگران آگاه باشد و طرز رفتار با آنها را بداند : کناره جوی ازاین مشت استخوان شده اند سگان این سر کو خوش مزاجدان شده اند. میر جمله ٔ شهرستانی (از آنندراج ). ◄ دمساز و سازوار. (ناظم الاطباء).