مزاحمت/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(مُ حَ مَ) [ ع. مزاحمه ] (مص م.) ۱- زحمت دادن. ۲- انبوهی کردن و تنگ گرفتن بر کسی.مترادفها و واژههای مرتبطآزار، آزردن، اذیت، تزاحم، رنجه، زحمتتصدیع، دردسر، صداعپاپوش، گرفتاریواژه قبلی: مزاحمواژه بعدی: مزاحه