مزاوجت
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(مُ وِ جَ) [ ع. مزاوجة ] (مص م.) زناشویی کردن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(مُ وِ جَ) [ ع. مزاوجه ] (مص م.) زناشویی کردن.
مترادف و متضاد واژهدان
ازدواج، تزویج، زناشویی، عروسی، مناکحت، وصلت ازدواج کردن، زناشویی کردن (متضاد: جدایی، طلاق)