واژه جو

مزدک بامدادان

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

مزدک بامدادان . [ م َ دَ ک ِ ] (اِخ ) مزدک پسر بامدادان . مزدک پسر بامداد. (فرهنگ ایران باستان ص ٨). رجوع به مزدک شود.

معنی مزدک بامدادان | واژه جو