واژه جو

مزدکیان

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

مزدکیان . [ م َ دَ ] (اِخ ) ج ِ مزدکی . پیروان مزدک . رجوع به مزدک شود : قباد قول موبد را پذیرفت و مزدکیان را به نوشیروان سپرد تا آنان را براندازد. (مزدیسنا ص ٣٨٤ چ ١).

معنی مزدکیان | واژه جو