مزد/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(مُ) [ په. ] (اِ.) اجرت، مجازاً: پاداش.مترادفها و واژههای مرتبطاجر، اجرت، بهره، پاداش، پاداشن، ثوابحقالعمل، حقالقدم، دسترنج، کرایهکارمزد، کمیسیونواژه قبلی: مزخرف گفتنواژه بعدی: مزدا