واژه جو

مزنر

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

مزنر. [ م ُ زَن ْ ن َ ] (ع ص ) زناربسته . (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). ◄ قسمی مروارید که گوئی او را کمری بر میان است و آن را به فارسی کمربست گویند. (الجماهر بیرونی ص ١٢٦). اللؤلؤ المزنر؛ مروارید مزنز. مروارید کمربست . (الجماهر بیرونی ص ١٢٦ و ١٢٩).

معنی مزنر | واژه جو