مزکی
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
(مُ زَ کّ) [ ع. ] (اِفا.) ۱- پاک کننده، پاکیزه کننده. ۲- معرف، شناساننده. ۳- آنکه شاهدان عادل را تزکیه و آنها را به پاکی و پارسایی توصیف کند.
(مُ زَ ک کا) [ ع. ] (اِمف.) پاکیزه شده، پاک شده.
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
(مُ زَ کّ) [ ع. ] (اِفا.) ۱- پاک کننده، پاکیزه کننده. ۲- معرف، شناساننده. ۳- آنکه شاهدان عادل را تزکیه و آنها را به پاکی و پارسایی توصیف کند.
(مُ زَ ک کا) [ ع. ] (اِمف.) پاکیزه شده، پاک شده.