واژه جو

مزیبق

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

مزیبق . [ م ُ زَ ب َ ] (ص ) (منحوت از زیبق ) با زیبق تعبیه شده . این کلمه نیزمانند مزیب معرب است : و چوبها مار پیکر کردند و مزیبق بکردند. (تفسیر ابوالفتوح ج ٣ ص ٣٩).

معنی مزیبق | واژه جو