واژه جو

مزیب

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

مزیب . [ م ُ زَی ْ ی َ ] (ص ) نعت مفعولی منحوت از «زیب » فارسی . زیب داده شده و این لفظ صناعی است، مأخوذ از «زیب » که کلمه ٔ فارسی است از عالم مزلف و مششدر و ملبب . (آنندراج ) (غیاث ).

معنی مزیب | واژه جو