مسافرت
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(مُ فِ رَ) [ ع. مسافرة ] (مص ل.) از شهر یا کشوری به شهر یا کشور دیگر رفتن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(مُ فِ رَ) [ ع. مسافره ] (مص ل.) از شهر یا کشوری به شهر یا کشور دیگر رفتن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مسافرت . [ م ُ ف َ رَ ] (ع اِمص ) مسافرة.سفر. سفار. سفرکردگی و بیرون شدگی از خانه و وطن خودموقتاً به جایی دیگر که پس از چند زمانی بازگردد و مراجعت کند. (ناظم الاطباء). و رجوع به مسافرة شود.
واژگان فارسی سره واژهدان
گشت و گذار، گردش، رهسپاری، راهی گشتن، بومنوردی