مسافر/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(مُ فِ) [ ع. ] (اِفا.) سفرکننده، سفر - رونده.مترادفها و واژههای مرتبطسفرکنندهتوریست، جهانگرد، سیاح، مهاجرواژه قبلی: مسافحهواژه بعدی: مسافربری