واژه جو

مسالمت کردن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

مسالمت کردن . [ م ُ ل َ / ل ِ م َ ک َ دَ ] (مص مرکب ) صلح کردن . آشتی کردن . از در آشتی درآمدن .

معنی مسالمت کردن | واژه جو