مساوی کردن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
بردوباخت نداشتن، مساوی شدن، سربهسر شدن، برابر شدن، برابر گشتن متعادل کردن، تعادل ایجاد کردن، موازنه کردن، ثبات دادن تسویه کردن، جبران کردن همسطح کردن یکسان کردن، همجنس کردن، همگن کردن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
بردوباخت نداشتن، مساوی شدن، سربهسر شدن، برابر شدن، برابر گشتن متعادل کردن، تعادل ایجاد کردن، موازنه کردن، ثبات دادن تسویه کردن، جبران کردن همسطح کردن یکسان کردن، همجنس کردن، همگن کردن