واژه‌جو

مسایرت

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

مسایرت . [ م ُ ی َ رَ] (ع مص ) مسایرة. مسایره . با هم رفتن . (یادداشت مرحوم دهخدا). برابر رفتن با کسی : مواکب سعادت صاحبی در مسایرت کواکب سعد دولت، به در حصن بکر رسید. (جوامعالحکایات ج ١ ص ١٥). رجوع به مسایرة شود.

معنی مسایرت | واژه‌جو