مسبحة
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مسبحة. [ م ِ ب َ ح َ ] (ع اِ) مهره هایی که با آن تسبیح کنند همچون سبحه . (اقرب الموارد از حواشی زنجانی ).
مسبحة. [ م ُ س َب ْ ب ِ ح َ ] (ع ص، اِ) مؤنث مسبح که نعت فاعلی است از مصدر تسبیح . رجوع به مسبح و تسبیح شود. ◄ انگشت شهادت . لغت اسلامیه است . (منتهی الارب ) (دهار). انگشت سبابه . (اقرب الموارد). دیگر انگشت . (یادداشت مرحوم دهخدا) : انگشت مسبحه ٔ خود را بر زانوی او رسانیدند... حضرت خواجه انگشت مسبحه ٔ خود را بر پیشانی او رسانیدند. (انیس الطالبین ص ١٠٦). انگشت مسبحه را بر زانوی او رسانیدند حالش دیگر شد. (انیس الطالبین ص ٨٤). انگشت مسبحه ٔ خود را بر زمین نهادند. (انیس الطالبین ص ١٩٧).