مست کردن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ طیفی واژهدانفرهنگ طیفی واژهدانسرمست کردن، سرحال کردن، کیف دادن، روح دادن خماری را برطرف کردنمترادفها و واژههای مرتبطمستشدن، شرابزده شدن، سرمست کردنشیفته کردن، شیدا کردن، بیقرار کردنغفلتزده کردن، غافل کردنواژه قبلی: مست شدنواژه بعدی: مستبد