مستاصل/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهمترادف و متضاد واژهدانمترادف و متضاد واژهدانبیچاره، بینوا، ناتوان، درمانده، وامانده مجبور زله، لابد بدبخت، پریشانحال، شوربختمترادفها و واژههای مرتبطبیچاره، بینوا، ناتوان، درمانده، واماندهمجبورزله، لابدواژه قبلی: مست کردنواژه بعدی: مستاصل شدن