مستاصل/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهواژگان فارسی سره واژهدانواژگان فارسی سره واژهداندرمانده، پریشان، پا در هوا، بیریشه، آشفته، از ریشه درآمده، از بیخ برکندهمترادفها و واژههای مرتبطبیچاره، بینوا، ناتوان، درمانده، واماندهمجبورزله، لابدواژه قبلی: مستاجرواژه بعدی: مستبد