مستبد/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(مُ تَ بِ دّ) [ ع. ] (اِفا.) خودسر، خودرأی.مترادفها و واژههای مرتبطاستبدادگرا، خودخواه، خودرای، خودسر، خودکامه، دیکتاتورماب، دیکتاتورمنش، زورگو، قلدر، لجوج، مطلقالعنان، استبدادطلب، یکدنده، ≠ دموکرات، دموکراتمنش، مردمگراواژه قبلی: مستانهواژه بعدی: مستبدع