مستبعد/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(مُ تَ عِ) [ ع. ] (اِمف.) دور، بعید، دشوار و مشکل.مترادفها و واژههای مرتبطبعید، دور، دور ازذهن ≠ قریب، نزدیکدور ازواقعیت، ناممکنواژه قبلی: مستبصرواژه بعدی: مستتر