مستثنی کردن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
بیرون کردن، محروم کردن، خارج کردن، کنارگذاشتن، اجازه ورود ندادن، راه ندادن، تحریم کردن، بازداشت کردن بیرون گذاشتن، تحت الشعاع قراردادن، انحصاری عمل کردن، به انحصار خود درآوردن، انحصار داشتن جلوگیری کردن، قدغن کردن بیبهره کردن، سلب کردن، گرفتن، محروم کردن، بردن (برداشتن) تحریم کردن، اجتناب کردن مشمول نکردن، معاف کردن فروگذاردن، نادیده گرفتن، غفلت کردن قرنطینه کردن، منزوی کردن سانسورکردن، خط زدن، پاک کردن نداشتن، دربر نگرفتن، شامل نبودن، فاقد چیزی بودن، نقصان یافتن