مستجار
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مستجار. [ م ُ ت َ ] (ع ص ) نعت مفعولی از مصدر استجارة. ◄ آنکه طلب امن از او کنند. (غیاث ). پناه . پناهگیر : سوی خود کن این خفاشان را مطار زین خفاشیشان بخر ای مستجار. مولوی (مثنوی ). رجوع به استجارة شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مستجار. [ م ُ ت َ ] (ع ص ) نعت مفعولی از مصدر استجارة. ◄ آنکه طلب امن از او کنند. (غیاث ). پناه . پناهگیر : سوی خود کن این خفاشان را مطار زین خفاشیشان بخر ای مستجار. مولوی (مثنوی ). رجوع به استجارة شود.