مستحیل/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(مُ تَ) [ ع. ] (اِفا.) سخن محال، امری که محال و غیر ممکن باشد، از حالی به حالی درآینده.مترادفها و واژههای مرتبطاستحاله، تغییریافته، دگرگون، مبدل، مستهلکمحال، ناممکنمکار، حیلهگر، محیلواژه قبلی: مستحکمواژه بعدی: مستخبر