واژه جو

مستشیر

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

مستشیر. [ م ُ ت َ ] (ع ص ) نعت فاعلی از استشارة. کنکاش خواهنده . (منتهی الارب ). مشورت خواه . مشورت کننده . ◄ گشن و شتری که ناقه ٔ زاینده را از نازاینده بشناسد. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). رجوع به استشارة شود.

معنی مستشیر | واژه جو