واژه جو

مستصبح

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

مستصبح . [ م ُ ت َ ب ِ ] (ع ص ) آنکه چراغ با چراغ دیگر روشن کند. مستسرج . (یادداشت مرحوم دهخدا).

معنی مستصبح | واژه جو