مستفیق
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مستفیق . [ م ُ ت َ ] (ع ص ) نعت فاعلی از استفاقة. مرد بسیارخواب . (منتهی الارب ). ◄ بیمار که از بیماری به شده باشد. ◄ خفته که بیدار شده باشد. ◄ شخص مست که بهوش آمده باشد. ◄ غافل که از غفلت خود بیدار شده باشد. (از اقرب الموارد). و رجوع به استفاقة شود.