مستقرع
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مستقرع . [ م ُ ت َ رِ ] (ع ص ) نعت فاعلی از استقراع . سُم که سخت شده باشد. (از اقرب الموارد) (از منتهی الارب ). ◄ شکنبه که خَمْل یعنی پرز وی رفته باشد. (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). ◄ گشن به عاریت خواهنده . ◄ ماده گاو گشن خواه . (از منتهی الارب ). رجوع به استقراع شود.