مستقر/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهواژگان فارسی سره واژهدانواژگان فارسی سره واژهدانماندگار، جایگیر، پایدار، برجا، برپا شده، استوارمترادفها و واژههای مرتبطاستوار، برقرار، پابرجا، پایدار، ثابت، جایگزین، استقراریافته، جایگیر، ساکن، محکمواژه قبلی: مستقبلواژه بعدی: مستقل