مستقصی
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(مُ تَ صا) [ ع. ] (اِمف.) تحقیق و بررسی شده.<br>
فرهنگ فارسی معین
(مُ تَ صا) [ ع. ] (اِمف.) تحقیق و بررسی شده.
(مُ تَ) [ ع. ] (اِفا.) تفحص و تحقیق کننده.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مستقصی . [ م ُ ت َ ] (ع ص ) مستقص . نعت فاعلی از استقصاء. کوشش تمام کننده و به نهایت چیزی رسنده . (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). رجوع به استقصاء شود.