مستقیم/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(مُ تَ) [ ع. ] (اِفا.) راست، معتدل.مترادفها و واژههای مرتبطراست، سرراست، صافبیواسطه، بلاواسطه، مستقیماً ≠ کجدرست، صحیحواژه قبلی: مستقهواژه بعدی: مستقیم شدن