مستمسک/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(مُ تَ س) [ ع. ] (اِمف.) ۱- چیزی که به آن چنگ بزنند. ۲- در فارسی ؛ بهانه، عذر، دستاویز.مترادفها و واژههای مرتبطآتو، آویزگاه، بهانه، دستاویز، گزکسند، وسیلهواژه قبلی: مستمریواژه بعدی: مستمع