مستمطر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مستمطر. [ م ُ ت َ طِ ] (ع ص ) نعت فاعلی از استمطار. باران خواهنده از خداوند. (از اقرب الموارد). ◄ مکان و زرعی که نیازمند باران باشد. ◄ طالب نیکویی و خیر. (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). ◄ آنکه از باران به پناهگاه خویش پناه برد. (ازاقرب الموارد). ◄ خاموش . (از منتهی الارب ). ساکت . (از اقرب الموارد). رجوع به استمطار شود.
مستمطر. [ م ُ ت َ طَ ] (ع ص، اِ) نعت مفعولی و اسم زمان و مکان از استمطار. رجوع به استمطار شود. ◄ جای پیدا و نمایان . (منتهی الارب ).موضع ظاهر و بارز و منکشف . ◄ مطمع و مورد انتظار: اًنک للخیر مستمطر. (از اقرب الموارد).