مستمند/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(مُ مَ) [ په. ] (اِمف.) بینوا، بیچاره.مترادفها و واژههای مرتبطبدبخت، بیچاره، بینوا، فقیر، تهیدست، محتاج، مفلس، نیازمند ≠ دارا، منعمگلهمند، شاکیغمگین، غمناک، اندوهناکواژه قبلی: مستملکواژه بعدی: مستنبط