واژه جو

مستوقف

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

مستوقف . [ م ُ ت َ ق ِ ] (ع ص ) ایستادن خواهنده . (از منتهی الارب ). درخواست کننده و وادارکننده دیگری را برتوقف . (از اقرب الموارد). و رجوع به استیقاف شود.

معنی مستوقف | واژه جو