مستکبر/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(مُ تَ بِ) [ ع. ] (اِ.) ۱- آنکه از راه استثمار دیگران نیرومند و توانگر شدهاست. ۲- استثمارگر.مترادفها و واژههای مرتبطاستثمارگر، امپریالیست، سرمایهدار، طاغوتیگردنکشمتکبر، مغرور ≠ مستضعفواژه قبلی: مستویواژه بعدی: مستکره