مسجد خیف
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مسجد خیف . [ م َ ج ِ دِ خ َ ] (اِخ ) مسجد الخیف در منی : مسجد خیف هم بطرف غربی مسجدالحرام است . (نزهةالقلوب ج ٣ ص ٨). چون آفتاب طلوع کند به مِنی ̍ روند و حاج ّ آنجا قربان کنند و مسجدی بزرگ است آنجا که آن مسجد را خیف گویند. (سفرنامه ٔ ناصرخسرو چ دبیرسیاقی ص ١٣٩). در سه جمره بوده پیش مسجد خیف اهل خوف سنگ را کانداخته بر دیو غضبان دیده اند. خاقانی .