مسجدی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مسجدی . [ م َ ج ِ] (ص نسبی ) منسوب به مسجد. مربوط به مسجد. رجوع به مسجد شود. ◄ عابد. زاهد. متعبد. پارسا. آنکه اعتکاف مساجد یا نماز به جماعت کند : گفتم همی چه گوئی ای حیز گلخنی گفتا که چه شنیدی ای پیر مسجدی . عسجدی . مسجدیی بسته ٔ آفات شد معتکف کوی خرابات شد. نظامی .