مسجل/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(مُ سَ جَّ) [ ع. ] (اِمف.) ۱- سجل کرده شده. ۲- ثابت شده. ۳- قطعی.مترادفها و واژههای مرتبطتسجیل، حتمی، قطعی، محقق، مدلل، مستند، مسلم، مشخص، معین ≠ پادرهوا، غیرقطعی، غیرمسجل، نامدلل، نامعلومواژه قبلی: مسجعواژه بعدی: مسجل کردن