مسدوح
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مسدوح . [ م َ ] (ع ص )نعت مفعولی از سدح . رجوع به سدح شود. ◄ بر روی یا بر قفا افکنده . (منتهی الارب ). بر پشت افکنده . (از اقرب الموارد). سدیح . و رجوع به سدیح شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مسدوح . [ م َ ] (ع ص )نعت مفعولی از سدح . رجوع به سدح شود. ◄ بر روی یا بر قفا افکنده . (منتهی الارب ). بر پشت افکنده . (از اقرب الموارد). سدیح . و رجوع به سدیح شود.