مسرفی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مسرفی . [ م ُ رِ ] (حامص ) مسرف بودن . اسراف کاری . اسراف کردن : قاضی اسراف می کند ور جور این همه مسرفی نمی شاید. خاقانی . و رجوع به مسرف شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مسرفی . [ م ُ رِ ] (حامص ) مسرف بودن . اسراف کاری . اسراف کردن : قاضی اسراف می کند ور جور این همه مسرفی نمی شاید. خاقانی . و رجوع به مسرف شود.