مسعود سعد سلمان | دیوان اشعار | رباعیات | شماره ۱۴۷
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
خون در تن من که اصل نیروست نماند وان اصل که طبع و دیده را خوست نماند بر من به جز از نام توای دوست نماند چون چنگ توام به جز رنگ و پوست نماند
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
خون در تن من که اصل نیروست نماند وان اصل که طبع و دیده را خوست نماند بر من به جز از نام توای دوست نماند چون چنگ توام به جز رنگ و پوست نماند