مسعود سعد سلمان | دیوان اشعار | رباعیات | شماره ۲۳۲
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
بر بسته شد از بستن ماتم دستم امروز نگویند که من خود هستم از بیم و امید شادی و غم رستم برداشتم از جهان دل و بنشستم
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
بر بسته شد از بستن ماتم دستم امروز نگویند که من خود هستم از بیم و امید شادی و غم رستم برداشتم از جهان دل و بنشستم