مسعود سعد سلمان | دیوان اشعار | رباعیات | شماره ۲۹۴
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
آنکو گوید هست قضا تیشه من یک شاخ نتابد زدن از بیشه من اندیشه شده ست از جهان پیشه من کس را نبود طاقت اندیشه من
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
آنکو گوید هست قضا تیشه من یک شاخ نتابد زدن از بیشه من اندیشه شده ست از جهان پیشه من کس را نبود طاقت اندیشه من