واژه جو

مسعود سعد سلمان | دیوان اشعار | رباعیات | شماره ۳۵۱

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

چندان داری ز حسن و خوبی مایه کز حور بهشت برتری صد پایه پیرایه چرا بنددت‌ای مه دایه نورست مه دو هفته را پیرایه

معنی مسعود سعد سلمان | دیوان اشعار | رباعیات | شماره ۳۵۱ | واژه جو