واژه جو

مسعود سعد سلمان | دیوان اشعار | رباعیات | شماره ۳۵۷

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

دانم که وفا ز دل برانداخته‌ای با آنکه مرا عدوست در ساخته‌ای دل را ز وفا چرا بپرداخته‌ای مانا که مرا تمام نشناخته‌ای

معنی مسعود سعد سلمان | دیوان اشعار | رباعیات | شماره ۳۵۷ | واژه جو