واژه جو

مسعود سعد سلمان | دیوان اشعار | رباعیات | شماره ۳۶۱

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

روزی که چو باد پیش من برگذری دردسر و رنج دل و خون جگری وآن شب که چو مه به روی من در نگری نور جگر و قوت دل و تاج سری

معنی مسعود سعد سلمان | دیوان اشعار | رباعیات | شماره ۳۶۱ | واژه جو